طريق معروف به باغباني [ در كتاب الشكل المدور المستطيل ] (به وسيلهٴ يك ريسمان متصل به‌ دو كانون‌).
مشكل بتوان سهم هريك از برادران را در فعاليت‌هاي علمي معلوم كرد. به نظر مي‌رسد كه‌ مهم‌ترينشان ابوجعفر محمد بن موسي (متوفي در 872 - 873)، محقق اصول اقليدس و مجسطي‌، و منطق‌دان بوده است‌. احمد به مكانيك توجه خاصي داشت و حسن به هندسه‌.

فلسفهٴ هندي‌
شانكارا

شانكارا كاريا1 (استاد شانكارا) احتمالاً در حدود 788 در ايالت كرالا2 مالابار امروزي زاده شد، تا اقصاي كشمير سفر كرد، در 32 سالگي (؟) در كانچي‌، كانجي وارام درگذشت (اين تاريخ كاملاً نامحقق است‌. ولي احتمال زياد دارد كه شانكارا در پايان سدهٴ هشتم و آغاز سدهٴ نهم برآمده‌ باشد). فيلسوف هندي‌، برجسته‌ترين نمايندهٴ فلسفهٴ ودانتا.3 شروح متعددي بر برهماسوتراي‌ بادارايانا، بر ده اصل اوپانيشادها، بر بهاگاوادگيتا نوشت‌، كه قصدش از آنها اثبات توحيد مطلق در اين آثار بود.4 رساله‌هاي ودانتايي مستقل زيادي هم نوشت‌.

د. رياضيات و نجوم اسلامي‌، لاتيني‌، بيزانسي و هندي‌

رياضيات و نجوم اسلامي‌
حجاج بن يوسف‌

حجاج بن يوسف بن مطر در اثناي سال‌هاي 786 و 833 احتمالاً در بغداد برآمد. نخستين‌ مترجم اصول اقليدس به عربي و يكي از نخستين مترجمان مجسطي5، ترجمهٴ حجاج از مجسطي‌ در 829 - 830 بر اساس ترجمهٴ سرياني سرجيوس رأس‌العيني (نك نيمهٴ اول سدهٴ ششم‌) صورت گرفت‌. تهذيب تازه‌اي از مجسطي به وسيلهٴ ابوالوفا تدوين شد (نك نيمهٴ دوم سدهٴ دهم‌).
او اصول اقليدس را دو بار ترجمه كرد، نخستين بار در زمان هارون‌الرشيد، و بار ديگر در ايام‌ مأمون‌.


ankarakarya.1  
2 Kerala. ، مجدداً به همان نام كرالا خوانده مي‌شود.
3 .چندان كه تعاليم او عموماً به نام ودانتا شناخته شد.
4 .آيين او به Kevaladvaita موسوم است‌، به معني عدم ثنويت مطلق‌.
5 .واژهٴ مجسطي احتمالاً برخلاف آنچه عموماً مي‌پندارند از megiste مشتق نشده‌، بلكه تركيبي است مصنوعي از دو واژهٴ megale suntaxis (نك‌ 203,1898 ,.1 Brockelmann: Arabische Literatur, vol).